تبليغاتX
بسم الله الرحمن الرحیم

دیربازیست كه ما غرق نگاهت هستیم

 

خسته ومنتظر وچشم به راهت هستیم

 

می كشی آه شنیدم چو ببینی مارا

 

ما همان زنده به گوران ، ز آهت هستیم

(اللهم عجل لولیک الفرج)

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391ساعت 2:0  توسط حسین  | 

ای کعبه سیه پوش غم مادرتان

عالم همه زنده از دم مادرتان

 

ماها که به این روضه مشرف شده ایم

بوده است فقط از کرم مادرتان

 

آقا تو کجا روضه گرفتی، مهدی؟

در کرببلا؟ یا حرم مادرتان ؟

 

امروز اگر آخر عمرم باشد...

گریم ز غم عمر کم مادرتان

 

انگار ز پشت در بلند است هنوز

با هر لگد، ای محسنمِ مادرتان

 

ای منتقم پهلوی زهرا مهدی

برگرد، به قامت خم مادرتان

 

آنقدر نیامدی که دشمن سوزاند

در آتش کینه پرچم مادرتان

 

بگذار بسوزند که تا محشر هم

بالاست همیشه علم مادرتان

 

میثم میرزائی

از وبلاگ افلاکیان شلمچه




آقا بیا دعای مرا مستجاب کن

ما را برای نوکریت انتخاب کن

 

قلبم شبیه سنگ شد از کثرت گنه

امشب بیا و سنگ دلم را تو آب کن

 

تأثیر جرم و معصیت اشک مرا گرفت

دستی بکش به روی دلم فتح باب کن

 

تا کی به لب دعای فرج ،تا کی انتظار؟!

آقا به حقّ فاطمه پا در رکاب کن

 

ای منتقم بیا که دلم سخت زخمی است

رحمی نما بر این دل زارم شتاب کن

 

ای روضه خوان فاطمیه روضه ای بخوان

امشب میان سینه ی ما انقلاب کن

 

ما در پی تلافی سیلی کوچه ایم

یعنی به روی غیرت ما هم حساب کن ...

 

محمد فردوسی

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391ساعت 2:30  توسط حسین  | 

قاصدک را


فوت هم که کنی،


پرپر می شود.


چه رسد به سیلی!

 

« اللهم عجل لولیک الفرج »

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم فروردین 1391ساعت 21:46  توسط حسین  |