خبرگزاري فارس: مير حسين موسوي با انتشار بيانيه اي سازو كار قانوني مراجعه به شوراي نگهبان را كه در انديشه امام خميني (ره) و ميثاق ملي مورد تاكيد قرار گرفته را نپذيرفته و بر تمكين به راي ملت و راي قانون بي توجهي كرد.

به گزارش خبرگزاري فارس، در قسمتي از اين بيانيه كه در سايت كلمه منتشر شده بود، ميرحسين موسوي افزود: از ما خواسته ميشود كه در اين شرايط شكايت خود را از طريق شوراي نگهبان پيگيري كنيم، حال آن كه اين شورا در عملكرد خود چه قبل، چه حين و چه بعد از انتخابات عدم بيطرفي خود را به اثبات رسانده است.
وي يادآور شده است: چقدر بيانصافند كساني كه منافع كوچكشان آنها را وا ميدارد تا اين معجزه انقلاب اسلامي را ساخته و پرداخته بيگانگان و "انقلاب مخملين " بنامند.
وي بدون ارائه دلايل مستدل و در توجيه عدم راي قاطع اكثريت مردم به وي مدعي شده است: آن چنان كه ميدانيد همگي ما در راه اين تجديد حيات ملي و تحقق آرمانهايي كه در دل و جان پير و جوان ما ريشه دارند با دروغ وتقلب روبرو شديم و آن چيزي كه از عواقب قانونگريزي پيشبيني كرده بوديم به صريحترين شكل ممكن و در نزديكترين زمان تحقق يافت...
نوشته شده توسط حسین در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 ساعت 1:26 موضوع | لینک ثابت
۱- این جلوه عشق و اتحاد است/ یک عرصه دیگر از جهاد است/ رای همه عاشقان مهدی/ اینبار هم احمدی نژاد است
۲- سینه پر آهیم اما آهنیم/ نسل یوسف های بی پیراهنیم/ ما ز شور احمدی آکنده ایم/ ما ز گرمای خمینی زنده ایم
۳- این کلبه، سرای عدل و داد است بیا/اینجا سخن از «وان یکاد» است بیا /در محفل ما حرف چپ و راست مزن /این خانه ی احمدی نژاد است بیا
۴- ما پیرو مکتب رسول اللهیم/ در راه و منش پیرو روح اللهیم/ با رای به احمدی نژاد مظلوم/ ما حامی کاندیدای حزب اللهیم
۵- او احمدی نژاد است مردانه در جهاد است قلب تمام ملت برای او ستاد است
۶- گزافه نیست تو کوه اراده ای دکتر/ هنوز هم به خدا خوب و ساده ای دکتر/ دلیل اینکه دلیرو شجاع و نستوهی/ همین بود که یقین شیعه زاده ای دکتر
۷- اخلاق خوش محمدی داری تو/ احسان و صفای سرمدی داری تو/ نامت همه جا سرامد اهل ولا/ زیرا که نژاد احمدی داری تو
۸- رزمنده و در صف جهادیم هنوز/ نابودگر ظلم و فسادیم هنوز/ سوگند به روح قدسی روح خدا/ ما یاور احمدی نژادیم هنوز
۹- از ریشه بکن اساس کج را /دشمن صفتان ذوالعوج را فریاد بکن دوباره دکتر/ "عجل لولیک الفرج را
۱۰- نه فکرپول و جیب ومکنت وحشمت هستی/ نه دنبال زر و زور و ریاو قدرت و ثروت هستی/ نژادت احمدی است قدرت بدانند/ چو آنکه عاشقانه شیفته ی خدمت هستی
۱۱- تو احمدی نژادی و از تبار افتاب/ خیبرشکن به زمانه و شاگرد بوتراب/ رای تمام ملت ایران از آن تو/ تا هست گفتمان تو از جنس انقلاب
۱۲- افسوس ازین حکایت دردآلود/ که پاسخ خدمتت فقط تهمت بود/ در صبر و تحمل غرض ورزی ها/ افسانه شدی مثل جومونگ ای محمود
۱۳- با گوهرولا، برعالمی سریم/ با احمدی نژاد در خط رهبریم/ روباه سیرتان حاصل نمی کنند/با کذب و با ریا چیزی در این حریم
۱۴- از لطف علی جناح(ع) جناح حق پیروز است/ پیروزی اهل حق بدان هر روز است/ ما طالب احمدی نژادیم و یقین/این رای و نظر به دشمنان جانسوز است
۱۵- این جلوه عشق و اتحاد است/ یک عرصه دیگر از جهاد است/ رای همه عاشقان مهدی/ اینبار هم احمدی نژاد است
۱۶- هرچند فقیر خانه زادیم هنوز/ دور از شریان اقتصادیم هنوز/ بازار رقیب تازه داغ است ولی/ ما طالب احمدی نژادیم هموز
۱۷- برای دسترسی به تو داد لازم نیست/رحیل و کوچ و عبور از بلاد لازم نیست/چه غم اگر که نباشی تو از بنی زهرا/ برای احمدی بودن نژاد لازم نیست
۱۸- بیا بیا به دشت گل،شبیه ابروباد شو/به بزم اهل معرفت به رنگ لاله شاد شو/برای حفظ حرمت اصول و ارزش و وطن/رفیق عبدصالحی چو احمدی نژاد شو
۱۹- میرسد مجموعه یوسف به پایان غم مخورمیشود سیمای ما روزی گلستان غم مخورگرنشد قسمت به یوسف گردش ایران زمین/میرود محمود ما استان به استان غم مخور
۲۰- می غرد و با زخم زبان کار ندارد/کاری به لجن گویی اغیار ندارد/با دیو هوا سخت بجنگید که محمود/حاجت به جوانان هوادار ندارد
۲۱- ما عاشق کیش کربلایی هستیم/ دلبسته ان روح خدایی هستیم/ در فکر خطای خود بمیر ای دشمن/ چون بار دگر پی رجایی هستیم
۲۲- از نسل گل و نجابت و نور تویی/ محمود زمان به وادی طور تویی/ سوگند به آیه آیه دفتر عشق/ مظلوم ترین رئیس جمهور تویی
۲۳- ارسال شده توسط یک کاربر: چار میم آمد به دشت کارزار/ میم محمود است دل هارا قرار/ میم (حذف)/ ممیم (حذف)/ میم دیگر (حذف)/ دست حق محمود را چون یاور است/ خلق رابر پاکی او باور است.
۲۴- ایران به دلیرمرد خود مینازد/ با احمدیاش به دشمنان میتازد/باهرکه شود عنایت حق همراه/ هرکس که بود مقابلش میبازد
۲۵- دشمنان تو اگر خیل زمین خوارانند/دوستان تو ولی از نسب بارانند/نهمین دولت مایی و به این می نازیم/ که ولی نعمت این دولت , محرومانند
نوشته شده توسط حسین در پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388 ساعت 17:19 موضوع | لینک ثابت
خوشبختی چیست ؟
:: در مورد خوشبختی و انسانهای خوشبخت زیاد شنیده ایم و خوانده ایم ، اما به نظر من خوشبختی یعنی احساس رضایت ناشی از موفقیت در رسیدن به اهداف زندگی.
.......
نوشته شده توسط حسین در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388 ساعت 2:28 موضوع | لینک ثابت
سالهاي بسيار دور پادشاهي زندگي ميكرد كه وزيري داشت.
وزير همواره ميگفت: هر اتفاقي كه رخ ميدهد به صلاح ماست.
روزي پادشاه براي پوست كندن ميوه كارد تيزي طلب كرد اما در حين بريدن ميوه انگشتش را بريد،
وزير كه در آنجا بود گفت: نگران نباشيد تمام چيزهايي كه رخ ميدهد در جهت خير و صلاح شماست.
پادشاه از اين سخن وزير برآشفت و از رفتار او در برابر اين اتفاق آزرده خاطر شد و دستور زنداني كردن وزير را داد.
چند روز بعد پادشاه با ملازمانش براي شكار به نزديكي جنگلي رفتند. پادشاه در حالي كه مشغول اسب سواري بود راه را گم كرد و وارد جنگل انبوهي شد و از ملازمان خود دور افتاد،در حالي كه پادشاه به دنبال راه بازگشت بود
به محل سكونت قبيلهاي رسيدكه مردم آن در حال تدارك مراسم قرباني براي خدايانشان بودند،
زماني كه مردم پادشاه خوشسيما را ديدند خوشحال شدند زيرا تصور كردند وي بهترين قرباني براي تقديم به خداي آنهاست.
آنها پادشاه را در برابر تنديس الهه خود بستند تا وي را بكشند،
پادشاه كه به قصر رسيد وزير را فراخواند و گفت:اكنون فهميدم منظور تو از اينكه ميگفتي هر چه رخ ميدهد به صلاح شماست چه بوده زيرا بريده شدن انگشتم موجب شد زندگيام نجات يابد اما در مورد تو چي؟ تو به زندان افتادي اين امر چه خير و صلاحي براي تو داشت؟
وزير پاسخ داد: پادشاه عزيز مگر نميبينيد،اگر من به زندان نميافتادم مانند هميشه در جنگل به همراه شما بودم در آنجا زماني كه شما را قرباني نكردند مردم قبيله مرا براي قرباني كردن انتخاب ميكردند،بنابراين ميبينيد كه حبس شدن نيز براي من مفيد بود .
ايمان قوي داشته باشيد و بدانيد هر چه رخ ميدهد خواست خداوند است.
نوشته شده توسط حسین در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388 ساعت 2:40 موضوع جوانی | لینک ثابت
آوردهاند كه شيخ جنيد بغدادی به عزم سير از شهر بغداد بيرون رفت و مريدان از عقب او. شيخ احوال بهلول را پرسيد. گفتند او مردي ديوانه است. گفت او را طلب كنيد كه مرا با او كاری است. پس تفحص كردند و او را درصحرايي يافتند. شيخ پيش او رفت و در مقام حيرت مانده سلام كرد.
بهلول جواب سلام او را داده پرسيد چه كسي (هستي)؟
عرض كرد منم شيخ جنيد بغدادي. فرمود تويي شيخ بغداد كه مردم را ارشاد ميكني؟ عرض كرد آري…
بهلول فرمود طعام چگونه ميخوري؟ عرض كرد اول "بسمالله" ميگويم و از پيش خود ميخورم و لقمه کوچك برميدارم، به طرف راست دهان ميگذارم و آهسته ميجوم و به ديگران نظر نميكنم و در موقع خوردن از ياد حق غافل نميشوم و هر لقمه كه ميخورم "بسمالله" ميگويم و در اول و آخر دست ميشويم…
بهلول برخاست و دامن بر شيخ فشاند و فرمود تو ميخواهي كه مرشد خلق باشي در صورتي كه هنوز طعام خوردن خود را نميداني و به راه خود رفت.
مريدان شيخ را گفتند: يا شيخ اين مرد ديوانه است. خنديد وگفت سخن راست از ديوانه بايد شنيد و از عقب او روان شد تا به او رسيد.
بهلول پرسيد چه كسي؟ جواب داد شيخ بغدادي كه طعام خوردن خود را نميداند. بهلول فرمود آيا سخن گفتن خود را ميداني؟ عرض كرد آري...
بهلول پرسيد چگونه سخن ميگويي؟
عرض كرد سخن به قدر ميگويم و بيحساب نميگويم و به قدر فهم مستمعان ميگويم و خلق را به خدا و رسول دعوت ميكنم و چندان سخن نميگويم كه مردم از من ملول شوند و دقايق علوم ظاهر و باطن را رعايت ميكنم. پس هر چه تعلق به آداب كلام داشت بيان كرد.
بهلول گفت گذشته از طعام خوردن سخن گفتن را هم نميداني...
پس برخاست و دامن برشيخ افشاند و برفت. مريدان گفتند يا شيخ ديدي اين مرد ديوانه است؟ تو از ديوانه چه توقع داري؟ جنيد گفت مرا با او كار است، شما نميدانيد. باز به دنبال او رفت تا به او رسيد.
بهلول گفت از من چه ميخواهي؟ تو كه آداب طعام خوردن و سخن گفتن خود را نميداني، آيا آداب خوابيدن خود را ميداني؟
عرض كرد آري...
بهلول فرمود چگونه ميخوابي؟
عرض كرد چون از نماز عشا فارغ شدم داخل جامه خواب ميشوم، پس آنچه آداب خوابيدن كه از حضرت رسول (عليهالسلام) رسيده بود بيان كرد.
بهلول گفت فهميدم كه آداب خوابيدن را هم نميداني. خواست برخيزد جنيد دامنش را بگرفت و گفت اي بهلول من هيچ نميدانم، تو قربهاليالله مرا بياموز.
بهلول گفت چون به ناداني خود معترف شدي تو را بياموزم.
بدانكه اينها كه تو گفتي همه فرع است و اصل در خوردن طعام آن است كه لقمه حلال بايد و اگر حرام را صد از اين گونه آداب به جا بياوري فايده ندارد و سبب تاريكي دل شود. جنيد گفت جزاك الله خيراً! و در سخن گفتن بايد دل پاك باشد و نيت درست باشد و آن گفتن براي رضاي خداي باشد و اگر براي غرضي يا مطلب دنيا باشد يا بيهوده و هرزه بود... هر عبارت كه بگويي آن وبال تو باشد. پس سكوت و خاموشي بهتر و نيكوتر باشد. و در خواب كردن اينها كه گفتي همه فرع است؛ اصل اين است كه در وقت خوابيدن در دل تو بغض و كينه و حسد بشري نباشد.
نوشته شده توسط حسین در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388 ساعت 2:36 موضوع جوانی | لینک ثابت
از مناجات خواجه عبدالله انصاری
الهی, در طفلی پستی, در جوانی مستی, در پيری سستی, پس کی خداپرستی!الهی, از آنچه نخواستی چه آید،و آنرا که نخواندی کی آید، ناکشته را از آب چیست ، و ناخوانده را جواب چیست، تلخ را چه سود اگرش آب خوش در جوار است و خار را چه حاصل از آنکه بوی گل در کنار است.
الهی, یاد تو در میان دل و زبان است و مهر تو در میان سر وجان.
الهی, اگر بهشت چون چشم و چراغ است، بي ديدار تو درد و داغ است.
الهی, از پیش خطر و از پس راهم نیست،دستم گیر که جز تو پناهم نیست.
الهی, در این درگاه همه ما نیازمند روزی باشیم که قطره یی از شراب محبت بر دل ما ریزی تا که ما را برآب و آتش بر هم آمیزی.
الهی, روزگاری ترا می جستم خود را می یافتم،اکنون خود را میجویم و ترا می یابم.
الهی, تا از مهر تو اثر آمد،دیگر مهر ما بسر آمد.
الهی, ای سزای کرم، ای نوازنده ی عالم، نه با وصل تو اندوه است و نه با یاد تو غم.
الهی, ادای شکر ترا هیچ زبان نیست و دریای فضل ترا هیچ کران نیست و سر حقیقت تو بر هیچکس عیان نیست، هدایت کن بر ما رهی که بهتر از آن نیست.....
نوشته شده توسط حسین در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388 ساعت 0:53 موضوع | لینک ثابت
بسم الله الرحمن الرحيم اللَّهُ لا إِلَهَ إِلا هُوَ الْحَىُّ الْقَيُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ لَّهُ مَا فى السمَوَتِ وَ مَا فى الاَرْضِ مَن ذَا الَّذِى يَشفَعُ عِندَهُ إِلا بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَينَ أَيْدِيهِمْ وَ مَا خَلْفَهُمْ وَ لا يُحِيطونَ بِشىْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلا بِمَا شاءَ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السمَوَتِ وَ الاَرْض وَ لا يَئُودُهُ حِفْظهُمَا وَ هُوَ الْعَلىُّ الْعَظِيمُ
لا إِكْرَاهَ فى الدِّينِ قَد تَّبَينَ الرُّشدُ مِنَ الغَىِّ فَمَن يَكْفُرْ بِالطغُوتِ وَ يُؤْمِن بِاللَّهِ فَقَدِ استَمْسك بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى لا انفِصامَ لَهَا وَ اللَّهُ سمِيعٌ عَلِيمٌ
(256)اللَّهُ وَلىُّ الَّذِينَ ءَامَنُوا يُخْرِجُهُم مِّنَ الظلُمَتِ إِلى النُّورِ وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِيَاؤُهُمُ الطغُوت يُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلى الظلُمَتِ أُولَئك أَصحَب النَّارِ هُمْ فِيهَا خَلِدُونَ
(257) ترجمه آيه الکرسی از مرحوم الهی قمشه ای :خدا يکتاست که جز او خدا نيست ، زنده و پاينده است هرگز او را کسالت خواب فرا نگيرد تا چه رسد که به خواب رود ، اوست مالک آسمانها و زمين ، که را اين جرأت است که در پيشگاه او به شفاعت برخيزد مگر به فرمان او ، علم او محيط است به آنچه پيش نظر خلق آمده و آنچه سپس خواهد آمد وخلق به هيچ مر تبه علم او احاطه نتواند کرد مگر به آنچه او خواهد ، قلمرو علمش از آسمانها و زمين فراتر و نگهبانی آنها بر او آسان و بی زحمت است چه دانا و توانای با عظمت است
.آيه الکرسی بزرگترين آيه قرآن
:در آيه الکرسی نظرات مختلفی مطرح است که آيا آيه الکرسی همان آيه 255 سوره مبارکه بقره می باشد ويا آيات 256و257 هم به آن اضافه شده است در مجموع بزرگترين آيه قرآن که همان آیه 255 سوره بقره می باشد اختصاص يافته به نام آيه الکرسی.
آيه الکرسی يعنی چه؟
تعريف کرسی در آيه ای که به آيه الکرسی معروف شده است : کرسی از ريشه ( ک- ر- س ) گرفته شده و به معنی اتصال يافتن اجزای يک ساختمان به هم می باشد و نيز کرسی را تخت هم می گويند که بر آن می نشينند که در اين زمينه می توان برای کرسی سه معنی آورد :
1)
علم الهی : کرسی همان جسم بزرگ کیهانی است که زمین، خورشید و آسمان ونیز سایر اجزا ی آسمان را در برمی گیرد.2)
جسم بزرگ کیهانی : کرسی را بايد همان یک جسم و جرم بزرگ کیهانی تصور کرد که تمام اجزائی که در آسمان و زمین ... است در آن جای می گیرد . از حضرت علی (ع) نقل شده است که آسمان وزمین وتمام موجودات در داخل این کرسی قرار دارندکه چهار فرشته به اذن خداوند آن را حمل می کنند .3)
قدرت و سلطنت الهی : کرسی همان جهان هستی است که این جهان تمام تحت سلطه و قدرت حضرت احدیت بوده و هیچ جنبنده ای از دایره قدرت واحاطه و سیطره او خارج نمی شود وبدون اذن او هیچ تغییری ایجاد نمی شود4)
عرش: درلغت همان کرسی است که عرش در لغت فارسی به معنی رکن واساس هرچیز ویا سقف خانه گفته می شودبنا براین با توجه به این دو تعریف در مورد کرسی و عرش متوجه می شویم که کرسی ظاهر وعرش باطن هر چیز را گویند.
نوشته شده توسط حسین در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388 ساعت 0:26 موضوع جوانی | لینک ثابت
درباره وبلاگ

TEL 4 SMS ; 09355105869
فهرست اصلی
نویسندگان
آرشیو موضوعی
دوستان
قالب وبلاگنوشته های پیشین
سایر امکانات
POWERED BY